مولانا میگه که :


در خانه ی غم بودن از همت دون باشد /....


خلاصه که ما نیز با خواندن این شعر حالمان دگرگون شد و یه اصلی به اصل هامان اضافه نمودیم !


راستش من دیروز جایی بودم که حس خوبی بم نداد ! ( یه کافی شاپ قدیمی ، پشت همون میز قدیمی )

تو موقعیت فوق العاده بدی بودم ، یه حس بد داشتم . خواستم پا شم برما ... اما نشد ! ( جسارت کافی واسه رفتنو نداشتم ! )

ولی خوب از الان به این نتیجه رسیدم که ، هر موقع تو هر موقعیتی که خوشایندم نبود ... به جای تحمل ، اونجا رو ترک کنم ... خیلی هم شجاعانه است این کار  ! _ یه جور احترام به خویشتنه ... که دیروز رعایت نکردنش کلی حال منو گرفت ..

بیشتر مواقع خودمونیم که اجازه می دیم بقیه باهامون بازی کنن ...    اینو جدی می گم !

دیگه اجازه نمی دم شرایط بر من غالب شه !